السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

138

تفسير الميزان ( فارسي )

ابى بكر و عمر در سهم شما از خمس چگونه بود ؟ فرمود و اما ابو بكر در روزگار حكومتش خمسى در بيت المال نداشت . و اما عمر ، او همواره از هر خمسى سهم ذى القربى را به من مىداد ، حتى خمس شوش و جنديشاپور را كه آوردند من نزد او بودم به من گفت : اين سهم اهل بيت است از خمس و ليكن بعضى از مسلمانان احتياج شديدى دارند و گرفتارند ، من گفتم : بله . عباس بن عبد المطلب از جاى جست و گفت : سهم ما را نبايد به ديگرى بدهى ، من گفتم آيا ما از هر كس به مسلمانان مهربانتر نيستيم ؟ امير المؤمنين ( عمر ) هم شفاعت كرد پس عمر خمس را گرفت و به خدا سوگند ما در عهد وى بعد از اين جريان خمس را نگرفتيم . و در عهد عثمان به آن دست نيافتيم . آن گاه على ( ع ) شروع كرد به حرف زدن و فرمود : خداوند صدقه را بر رسول خود حرام كرد و در عوض آنچه حرام كرد ، سهمى از خمس را برايش قرار داد و همچنين در ميان همه مسلمين صدقه را تنها بر اهل بيت پيغمبرش حرام كرده و در عوض آنچه حرام كرده سهمى با رسول خدا ( ص ) برايشان تعيين نمود « 1 » . و نيز مىنويسد ابن ابى حاتم از ابن عباس ( رضى اللَّه عنهما ) روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : من آب چركين دست مردم را براى شما ( اهل بيت ) نپسنديدم ، چون يك پنجم خمس شما را بى نياز مىكند ، و براى شما بس است « 2 » . مؤلف : اينكه فرمود : « يك پنجم خمس » مبنى بر اين است كه سهم اهل بيت تنها همان سهم ذى القربى باشد . و نيز مىنويسد : ابن ابى شيبه از جبير بن مطعم روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) سهم ذى القربى را ميان بنى هاشم و بنى عبد المطلب تقسيم كرد ، آن گاه گفت : من و عثمان بن عفان به راه افتاده و شرفياب حضورش شديم و عرض كرديم : يا رسول اللَّه ! اينها برادران تو هستند از بنى هاشم ، فضل آنها به جهت موقعيتى كه خداوند از ميان آنان به تو داده قابل انكار نيست ، آيا به برادران ما از بنى مطلب مىدهى و به ما نمىدهى ، با اينكه ما و ايشان از جهت خويشاوندى در يك رتبه هستيم ؟ فرمود : آنان در جاهليت و هم در اسلام هرگز از ما جدا نبودند « 3 » . و نيز مىنويسد ابن مردويه از زيد بن ارقم روايت كرده كه گفت : آل محمد كه خمس به ايشان مىرسد عبارتند از : آل على ، آل عباس ، آل جعفر و آل عقيل « 4 » .

--> ( 1 و 2 و 3 و 4 ) الدر المنثور ج 3 ص 186 .